تبليغاتX
رسول خدا
 

آخرین نوشته های وبلاگ

براي رسيدن به مرتبه ی « عبد اللهی » می بايست رسول اکرم را که انسانِ کامل اسلام است و قرآن جلوه ای از اوست و او قرآن صامت می باشد الگوی عبوديت قرار داد

کلیک کنید یک دستگاه گوشی نوکیا 7373 به بهترین وبلاگ فارسی کلیک کنید
کلیک کنید سفارشات حضرت رسول (ص) کلیک کنید
کلیک کنید دو تا تولد کلیک کنید
کلیک کنید شكست مقدمه ي پيروزي کلیک کنید
کلیک کنید پيامبر امي کلیک کنید
کلیک کنید هر چند دير شده بود ولي با خدا آشتي كرد کلیک کنید
کلیک کنید یه اتفاق خوب کلیک کنید
کلیک کنید اختتامیه جشنواره الکترونیکی پیامبر اعظم (ص) کلیک کنید
کلیک کنید میلاد جلوه ی ذات الهی کلیک کنید
کلیک کنید شخصيت عرفانی و اخلاقی پيامبر (ص) کلیک کنید



                        ويژگی های پيامبر (ص) در قرآن
                               ويژگی های پيامبر (ص) در قرآن

صفات بسیاری در قرآن کریم برای پیامبر اکرم بیان شده است که به بعضی از آن ها اشاره می شود .

 

  ۱ . نبی امی پیام آور درس ناخوانده ( اعراف آیه ی 157و158 )

البته امی را به معنای مردمی هم گفته اند . یعنی پیامبری که از مردم و از میان امت برگزیده شد در مقابل کسانی که از طبقه ی اعیان و اشراف بودند .

  ۲ . نذیر مبین – هشدار دهنده ی آشکار ( حجر آیه ی 89 )اللهم صل علی محمد و آل محمد

  ۳ . ناصح امین – خیر خواه امین ( اعراف آیه ی 68 )

  ۴ . خاتم النبیین – آخرین پیامبر ( احزاب آیه ی 40 )

  ۵ . اول المسلمین – اولین اسلام آورنده ( اعراف آیه ی 163)

  ۶ . رحمه للعالمين – رحمت براي جهانيان ( انبياء آیه ی 107 )

  ۷ . حریص علیکم – بر شما حریص است ( توبه آیه ی 128 )

  ۸ . « رئوف » - اهل رأفت است ( توبه آیه ی 128 )

  ۹ . « رحیم » - مهربان است ( توبه آیه ی 128 )

  ۱۰ . خلق عظیم – پیامبر خلق عظیم است ( قلم آیه ی 4 )

  ۱۱ . اسوه حسنه – پیامبر الگوی خوبی است ( احزاب آیه ی 21 )

 

 

نوشته شده توسط عاشق در سوم آذر 1385 و ساعت 22:12
                        زمان و مکان فرستادن صلوات
                   زمان و مکان فرستادن صلوات  

  ۱ . پس از شنیدن نام رسول خدا (ص)

  ۲ . در ابتدای تدریس و موعظه و پس از حمد و ثنای خدا .

  ۳ . موقع نشستن بر مرکب .

  ۴ . هنگام وضو گرفتن .

  ۵ . هنگام عبور از کنار مساجد , ورود به مساجد و خروج از آن ها .خورشيد هدايت

  ۶ . قبل از اشتغال به ذکر جمعی و فردی .

  ۷ . در ابتدای مکاتبات و مراسلات , آغاز و پایان غذا خوردن .

  ۸ . در خطبه ی نکاح , بعد از حمد و ثنای خدا .

  ۹ . نزدیک قبر رسول خدا (ص) .

  ۱۰ . بعد از فراقت از سعی صفا و مروه , در مشعر الحرام .

  ۱۱ . در راه حج کسی که می خواهد به بلندی برود تکبیر بگوید و چون روی به نشیب آرد , صلوات بفرستد .

  ۱۲ . بین قبر رسول خدا و منبر آن حضرت .

  ۱۳ . هنگام وزیدن باد و ذبح کردن حیوانات .

  ۱۴ . هنگام داخل شدن در بازار .

  ۱۵ . هنگام  تعجب کردن .

  ۱۶ . هنگام اراده ی کاری .

  ۱۷ . پیش از دعا کردن و بعد از ختم دعا .

  ۱۸ . پس از عطسه .

  ۱۹ . هنگام استشمام بوی خوش , بوییدن گل ها ؛ به ویژه گل محمدی .

  ۲۰ . پس از نماز های یومیه , چهارده صلوات هدیه به معصومین (ع) و هفت صلوات هدیه به اولیای خدا , نزد اهل سلوک سنت است .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در سوم آذر 1385 و ساعت 21:32
                        وصف پيامبر اسلام در نهج البلاغه

                               

                                         وصف پيامبر اسلام در نهج البلاغه

 

             يا محمد (ص)

 

        خدا, پیامبر (ص) را از درخت تنومند پیامبران , از سرچشمه ی نور هدایت , از جایگاه بلند و بی همانند , از سرزمین بطحاء ( سرزمین بطحاء بین دو کوه ابوقیس و احمر را می گفتند که محل زندگی قریش بود ) , از چراغ های برافروخته در تاریکی ها , و از سرچشمه های حکمت برگزید . پیامبر (ص) طبیبی است که برای درمان بیماران سیار است .

        مرهم های شفابخش او آماده , و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته . برای شفای قلب ها ی کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال , آماده , و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است .

      پیامبر (ص) پیشوای پرهیزکاران , و وسیله ی بینایی هدایت خواهان است , چراغی با نور درخشان , و ستاره ای فروزان , و شعله ای با برق های خیره کننده و تابان است , راه و رسم او با اعتدال , و روش زندگی او صحیح و پایدار , و سخنانش روشنگر حق و باطل , و حکم او عادلانه است . خدا او را زمانی مبعوث فرمود که با زمان پیامبران گذشته فاصله ی طولانی داشت و مردم از نیکوکاری فاصله گرفته , و امت ها به جهل و نادانی گرفتار شده بودند .

       و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده ی خدا و فرستاده ی اوست . خداوند او را با دینی آشکار , و نشانه ای پایدار و قرآنی نوشته شده و استوار و نوری درخشان و چراغی تابان و فرمانی آشکار کننده فرستاد تا شک و تردید ها را نابود شازد و با دلائل روشن استدلال کند , و با آیات الهی مردم را پرهیز دهد , و از کیفر های الهی بترساند .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در دوم آذر 1385 و ساعت 13:5
                        روایاتی پیرامون پیامبر اکرم (ص)

                   روایاتی پیرامون پیامبر اکرم                                       

 

***پيغمبر و دعای باران

در کتاب کافی نقل نموده که در زمان خاتم انبیاء محمد مصطفی (ص) باران تأخیر کرد , اصحاب خدمت رسول اکرم (ص) عرض نمودند یا رسول الله دعا کن تا خدا باران رحمت خود را نازل فرماید . رسول الله (ص) دعا کرد ولی مستجاب نشد و باران نازل نگردید . مرتبه ی دیگر التجا نمودند ابری ظاهر شد و باران شد . اصحاب از حضرت سوال کردند علت چه بود که مرتبه ی اول دعا مستجاب نگردید و در مرتبه ی دوم دعا مستجاب شد ؟ رسول الله فرمود : مرتبه ی اول نیت نداشتم و در مرتبه ی دوم با نیت دعا کردم . مثلا" حضرت رسول در مرتبه ی اول برای خواهش اصحاب دعا نمود و طلب جدی نداشت ولی در مرتبه ی دوم جدا" از خدا خواست و دعایش از روی قلب بود .

 

                             يا سيد الاوصياء

 

***کيدهای مشرکين برای از بين بردن پيغمبر

 

یک مرتبه ابوجهل سنگی بلند کرد که بر فرق رسول الله (ص) بزند در حالی که حضرت در نماز بود , سنگ به دستش چسبید و پیغمبر (ص) را به یاری طلبید , حضرت دعا کرد و سنگ از دستش افتاد . فورا" گفت : عجب سحریست !

مرتبه ی دیگر سنگی بر سر گذاشت که حضرت را بکشد , سنگ سوراخ شد و به گردنش افتاد . بار دیگر سنگ گرانی برداشت و متوجه رسول خدا (ص) گردید , چون به آن حضرت رسید لرزه بر اندامش افتاد و برگشت . چون از او پرسیدند , گفت : مردانی را دیدم که دور حضرت را گرفته بودند و اگر حرکت می نمودم هلاکم می کردند .

در جنگ احد تمام شمشیرزن ها به پیغمبر (ص) حمله کردند , حضرت زخمی شد و بر روی سنگی افتاد و خدای تعالی او را حفظ نمود .

 

***صبر پيغمبر (ص) واقعا" معجزه بود

 

در اثر امر خدا به صبر , حضرت رسول اکرم (ص) صبر کرد . صبر پیغمبر (ص) یک نوع معجزه بود , مشرکین انواع اذیت ها را به حضرت می نمودند . خاکستر بر سرش ریختند , اراذل مکه , بچه های ده ساله و پانزده ساله را وادار می کردند که حضرت را مسخره نمایند و وقتی ابوطالب و خدیجه (س) فوت کردند ابولهب که عم پیغمبر بود و از همه دشمنان بدتر بود با کمک مشرکین به قدری اذیت به حضرت کردند که حضرت کمتر از خانه خارج می شد , اجمالا" کار آزار و اذیت به جایی رسید که ابولهب با همه عنادش گفت : محمد از من است و عرقش نسبت به آن حضرت به جوش آمد .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در دوم آذر 1385 و ساعت 11:54
                        فوائد صلوات بر محمد و آل محمد

 

                                        فوائد صلوات بر محمد و آل محمد

 

                               اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

  ۱ . رسول خدا (ص) فرمودند : در مقابل صد صلوات , خدا صد حاجت را برآورده کند .

  ۲ . با صدای بلند صلوات فرستادن , نفاق را برطرف می سازد .

  ۳ . صلوات فرستادن موجب پاکیزه شدن عمل هاست .

  ۴ . هر کس یک مرتبه صلوات بفرستد , خدا در عافیت را بر او می گشاید .

  ۵ . صلوات فرستادن فقر را بر طرف می نماید .

  ۶ . هر گاه چیزی از یاد انسان برود و آدمی آن را فراموش کند , صلوات موجب می شود آن را به خاطر آورد .

  ۷ . صلوات , دشمن دیرین و همیشه در کمین یعنی ابلیس را ذلیل و خوار می نماید .

  ۸ . هر که بر رسول خدا (ص) صلوات بفرستد , خدا و ملائکه بر او صلوات می فرستند .

  ۹ . صلوات فرستادن انسان را شبیه ملائکه می نماید و از رحمتی که ملائکه در آن غرق هستند به او سهمی می رسد .

  ۱۰ . انسان با رتبه و مقام صلوات به مقام خلیلی می رسد ؛ چنان که ابراهیم (ع) به برکت صلوات به مقام خلیلی نائل آمد .

  ۱۱ . سزاوارترین و نزدیک ترین مردم در روز قیامت به رسول خدا کسی است که در دنیا بر آن حضرت بیشتر صلوات فرستاده باشد .

  ۱۲ . رسول خدا (ص) به حضرت علی (ع) فرمود : هر کس بر من صلوات بفرستد شفاعت من بر او واجب می شود .

  ۱۳ . حضرت رضا (ع) فرمود : هر کس قادر بر کفاره ی گناهان خود نباشد صلوات بسیار بفرستد که صلوات بر محمد و آل محمد گناهان را می ریزاند .

  ۱۴ . امیر مومنان علی (ع) فرمود : صلوات فرستادن در محو کردن گناهان شدیدتر از فرو نشانیدن آتش توسط آب .

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:35
                        ختم نبوت در آيات و روايات

 

                                               ختم نبوت در آیات و روایات

 

      خاتمیت از مسائل درون دینی است . در واقع چنانچه قرآن و روایات بر این امر تصریح نمی کردند هرگز نمی توانستیم با براهین عقلی و فلسفی به رد یا اثبات آن بپردازیم .

صریح ترین آیه ای که بر خاتمیت نبوت پیامبر اسلام (ص) دلالت می کند آیه ی چهلم سوره ی احزاب است که می فرماید  :

       محمد پدر هیچ یک از شما نیست , ولی فرستاده ی خدا و خاتم پیامبران است که به طور کلی در این خصوص در بخش « راز ختم نبوت » توضیح داده شده است .

 

                              يا منجی

       

       پیروان مسلک بهائیت , مدعی شده اند که این آیه بیانگر ختم نبوت و پایان یافتن سلسله نبیین است , نه ختم رسالت و سلسله رسولان , و از این طریق خواسته اند پیشوای خود را صاحب شریعت جدید معرفی کنند .

        در زمینه ی خاتمیت به آیات دیگری نیز استناد شده است . روایات متواتر و فراوانی نیز بر این موضوع تصریح کرده اند که از این میان به دو روایت اشاره می کنیم :

 

1 . حدیث منزلت : رسول گرامی اسلام (ص) به علی (ع) فرمود : مقام تو نزد من , همانند منزلت هارون است نزد موسی ؛ جز آن که پس از من پیامبری نخواهد بود .

2 . پیامبر اسلام (ص) فرمود : ای مردم , پس از من , هیچ پیامبری و پس از سنت من , هیچ سنتی نیست , پس هر کس پس از این , ادعای پیامبری کند , ادعا و بدعت او در آتش است , پس او را بکشید و هر کس نیز از او پیروی کند جایگاهش آتش جهنم خواهد بود .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:24
                        راز ختم نبوت ( قسمت سوم )

                                                       

                                                 ***  راز ختم نبوت ***

   

                                 

 

       چنانکه همه می دانیم در میان کتب آسمانی جهان تنها کتابی که درست و به تمام و کمال دست نخورده باقی مانده قرآن است . به علاوه , مقادیر زیادی از سنت رسول به صورت قطعی و غیر قابل تردید در دست است که از گزند روزگار مصون مانده است . البته وسیله ی الهی محفوظ ماندن کتاب آسمانی مسلمین , رشد و قابلیت بشر این دوره است که دلیل بر نوعی بلوغ اجتماعی انسان این عهد است .

     در حقیقت , یکی از ارکان خاتمیت , بلوغ اجتماعی بشر است به حدی که می تواند حافظ و نگهبان مواریث علمی و دینی خود باشد و خود به نشر و تبلیغ و تعلیم و تفسیر آن بپردازد .

      بیانات گذشته می تواند دورنمایی از سیمای اندیشه ی ختم نبوت در میان اندیشه های اسلامی رسم کند و پایه ها و ارکان آن را ارائه دهد .

 

       معلوم شد اندیشه ی ختم نبوت بر این پایه است که اولا" مایه ی دین در سرشت بشر نهاده شده است , سرشت همه ی انسان ها یکی است , سیر تکاملی بشر یک سیر هدفدار و بر روی یک خط مشخص و مستقیم است ؛ از این رو حقیقت دین که بیان کننده ی خواستهای فطرت و راهنمای بشر به راه راست است یکی بیش نیست .

       ثانیا" یک طرح به شرط فطری بودن , جامع بودن , کلی بودن و به شرط مصونیت از تحریف و تبدیل و به شرط حسن تشخیص و تطبیق در مرحله ی اجرا می تواند برای همیشه رهنمون و مفید و مادر طرح ها و برنامه ها و قوانین جزئی بی نهایت واقع گردد .

 

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:17
                        راز ختم نبوت ( قسمت دوم)

                                                

                                                 ***  راز ختم نبوت ***

 

     قبل از هر چیز لازم است با سیمای « ختم نبوت » آن چنان که اسلام ترسیم کرده است آشنا بشویم و آن را بررسی کنیم , سپس پاسخ پرسش های خود را دریافت داریم .

 

در سوره ی احزاب آیه ی 40 چنین می خوانیم :

محمد پدر هیچیک از مردان شما نیست ؛ همانا او فرستاده ی خدا و پایان دهنده ی پیامبران است .

 

      این آیه رسما" حضرت محمد (صلی الله علیه و آله ) را با عنوان « خاتم النبیین » یاد کرده است .

      کلمه ی « خاتم » به حسب ساختمان لغوی خود در زبان عربی به معنی چیزی است که به وسیله ی آن به چیزی پایان دهند . مهری که پس از بسته شدن نامه بر روی آن می زدند به همین جهت « خاتم » نامیده می شود .

     در قرآن هر جا و به صورت ماده ی « ختم » استعمال شده است مفهوم پایان دادن یا بستن را می دهد .

    مثلا" در سوره ی یس آیه ی 65 چنین می خوانیم :

     در این روز به دهان های آن ها مهر می زنیم و دستهایشان با ما سخن می گویند و پاهاشان بر آنچه به دست آورده اند گواهی می دهند .

   

 لحن آیه ی مورد بحث , خود می رساند که قبل از نزول این آیه نیز پایان یافتن نبوت به وسیله ی پیغمبر اسلام در میان مسلمین امری شناخته شده بوده است . مسلمانان همان طوری که محمد را « رسول الله » می دانستند , « خاتم النبیین » نیز می شناختند .

 

در سوره ی حجر آیه ی 9 چنین آمده است :

ما خود این کتاب را فرود آوردیم و هم البته خود نگهبان آن هستیم .

    

در این آیه با قاطعیت کم نظیری از محفوظ ماندن قرآن از تحریف و تغییر و نابودی سخن رفته است .

     یکی از علل تجدید رسالت و ظهور پیامبران جدید , تحریف و تبدیل هایی است که در تعلیمات و کتب مقدس پیامبران رخ می داده است و به همین جهت آن کتاب ها و تعلیمات , صلاحیت خود را برای هدایت مردم از دست می داده اند . غالبا" پیامبران احیا کننده ی سنن فراموش شده و اصلاح کننده ی تعلیمات تحریف یافته ی پیشینیان خود بوده اند .

     گذشته از انبیائی که صاحب کتاب و شریعت و قانون نبوده و تابع یک پیغمبر صاحب کتاب و شریعت بوده اند , مانند  همه ی پیامبران بعد از ابراهیم تا زمان موسی و همه ی پیامبران بعد از موسی تا عیسی , پیامبران صاحب قانون و شریعت نیز بیشتر مقررات پیامبر پیشین را تأیید می کرده اند . ظهور پیاپی پیامبران , تنها معلول تغییر و تکامل شرایط زندگی و نیازمندی بشر به پیام نوین و رهنمایی نوین نیست , بیشتر معلول نابودی ها و تحریف و تبدیل های کتب و تعلیمات آسمانی بوده است .

     بشر چند هزار سال پیش نسبت به حفظ مواریث علمی و دینی ناتوان بوده است و از او جز این انتظاری نمی توان داشت . آنگاه که بشر می رسد به مرحله ای از تکامل که می تواند مواریث دینی خود را دست نخورده نگهداری کند , علت عمده ی تجدید پیام و ظهور پیامبر جدید منتفی می گردد و شرط لازم ( نه شرط کافی ) جاوید ماندن یک دین , موجود می شود .

     آیه ی فوق به منتفی شدن مهمترین علت تجدید نبوت و رسالت از تاریخ نزول قرآن به بعد اشاره می کند , و در حقیقت , تحقق یکی از ارکان ختم نبوت را اعلام می دارد  .

ادامه دارد ...

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:11
                        راز ختم نبوت ( قسمت اول )

                                                         

                                                  *** راز ختم نبوت ***

 

      ظهور دین اسلام , با اعلام جاودانگی آن و پایان یافتن دفتر نبوت توأم است .مسلمانان همواره ختم نبوت را امر واقع شده تلقی کرده اند . قرآن کریم با صراحت , پایان یافتن نبوت را اعلام و پیغمبر بارها آن را تکرار کرده است .

     همین جاست که اندیشه ی ختم نبوت , ما را با پرسش هایی مواجه می کند , که : آیاختم نبوت و عدم ظهور نبی دیگر بعد از خاتم النبیین به معنی کاهش استعدادهای معنوی و تنزل بشریت در جنبه های روحانی است ؟

     آیا مادر روزگار از زادن فرزندانی ملکوتی صفات که بتوانند با غیب و ملکوت پیوند داشته باشند ناتوان شده است و اعلام ختم نبوت به معنی اعلام نازاشدن طبیعت نسبت به چنان فرزندانی است ؟

     به علاوه , نبوت معلول نیازمندی بشر به پیام الهی است و در گذشته طبق مقتضیات دوره ها و زمان ها این پیام تجدید شده است . ظهور پیاپی پیامبران , تجدید دائمی شرایع , نسخهای مداوم کتب آسمانی همه بدان علت است که نیازمندی های بشر دوره به دوره تغییر می کرده است و بشر در هر دوره ای نیازمند پیام نوین و پیام آور نوینی بوده است . با این حال , چگونه می توان فرض کرد که با اعلام ختم نبوت این رابطه یکباره بریده شود و پلی که جهان انسان را به جهان غیب متصل می کند یکسره خراب گردد و دیگر پیامی به بشر نرسد و بشریت بلاتکلیف گذاشته شود ؟

 

                                        

    از اینها همه گذشته , چنان که می دانیم در فاصله ی میان پیامبران صاحب شریعت مانند نوح و ابراهیم و موسی و عیسی یک سلسله پیامبران دیگر ظهور کرده اند که مبلغ و مروج شریعت پیشین بوده اند . هزاران نبی بعد از نوح آمده اند که مبلغ و مروج شریعت نوحی بوده اند ؛ همچنین بعد از ابراهیم و غیره . فرضا"  انقطاع نبوت تشریعی را بپذیریم و بگوییم با شریعت اسلام شرایع ختم شد , چرا نبوت های تبلیغی بعد از اسلام قطع شد ؟ چرا این همه پیامبر بعد از هر شریعتی ظهور کردند و آن ها را تبلیغ و ترویج و نگهبانی کردند , اما بعد از اسلام حتی یک پیامبر اینچنین نیز ظهور نکرد ؟

         اینهاست پرسش هایی که از اندیشه ی ختم نبوت ناشی می شود .

      اسلام که خود عرضه کننده ی این اندیشه است پاسخ این پرسش ها را داده است . اسلام اندیشه ی ختم نبوت را آن چنان طرح و ترسیم کرده است که نه تنها ابهام و تردیدی باقی نمی گذارد , بلکه آن را به صورت یک فلسفه ی بزرگ در می آورد . از نظر اسلام , اندیشه ی ختم نبوت نه نشانه ی تنزل بشریت و کاهش استعداد بشری و نازاشدن روزگار است و نه دلیل بی نیازی بشر از پیام الهی است و نه با پاسخگویی به نیازمندی های متغیر بشر در دوره ها و زمانهای مختلف ناسازگار است , بلکه علت و فلسفه ی دیگری دارد .

ادامه دارد ...

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:9
                        *** معراج ***

 

                                          معراج

و در 6215 معراج پیغمبر (ص) اتفاق افتاد .

   بدان که از آیات کریمه و احادیث متواتره ثابت گردیده است که حق تعالی حضرت رسول(ص) را در یک شب از مکه معظمه تا مسجدالاقصی و از آنجا به آسمان ها تا سدرة المنتهی و عرش اعلی سیر داد و عجائب خلق سماوات را به آن حضرت نمود و راز های نهانی و معارف نامتناهی به آن حضرت القا فرمود . و آن حضرت در بیت المعمور و تحت عرش به عبادت حق تعالی قیام نمود و با انبیاء (ع) ملاقات کرد و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت را مشاهده نمود .

    و احادیث متواتره ی خاصه و عامه دلالت دارد که عروج آن حضرت به بدن بود نه به روح , در بیداری بود نه در خواب . و در میان قدمای علمای شیعه در این خلافی نبود چنانچه علامه مجلسی فرموده : « و شکی که بعضی در باب جسمانی بودن معراج کرده اند یا از عدم تتبع اخبار و آثار رسول خدا و ائمه ی هدی (ع) است , یا به سبب عدم اعتماد بر اخبار حجت های خدا و وثوق بر شبهات غیر متدینین از حکماست , و اگر نه چون تواند بود که شخص معتقد چندین هزار حدیث از طرق مختلفه در اصل معراج و کیفیات و خصوصیات آن بشنود که همه ظاهر و صریحند در معراج جسمانی , به محض استبعاد وهم یا شبهات واهیه ی حکما همه را انکار و تأویل نماید ؟! »

 

                            پنج تن آل عبا

 

       و بدان که اتفاقی است که معراج پیش از هجرت واقع شد . و آیا در شب هفدهم ماه رمضان یا بیست و یکم آن , شش ماه پیش از هجرت واقع شده , یا در ماه ربیع الاول , دو سال بعد از بعثت اختلاف است . در مکان عروج نیز خلاف است که خانه ی ام هانی بوده یا شعب ابی طالب یا مسجدالحرام . و حق تعالی در آیه ی یک سوره ی اسراء فرموده :

    « منزه است آن خداوندی که سیر داد بنده ی خود را در شبی از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی , آن مسجدی که برکت داده ایم دور آن را , برای آنانکه نمایانیم او را آیات عظمت و جلال خود , به درستی که خداوند شنوا و داناست . »

         بعضی گفته اند که مراد از مسجدالحرام مکه معظمه است , زیرا که تمام مکه محل نماز و محترم است . و مشهور آن است که مسجد اقصی مسجدی است که در بیت المقدس است . و از احادیث بسیار ظاهر می شود که مراد بیت المعمور است که در آسمان چهارم است و دورترین مسجدهاست . و نیز اختلاف است که معراج آن حضرت یک مرتبه بوده یا دو مرتبه یا زیادتر . از احادیث معتبره ظاهر می شود که چندین مرتبه واقع شده و اختلافی که در احادیث معراج هست می تواند محمول بر این باشد .

        علما از حضرت صادق (ع) روایت کرده اند که حق تعالی حضرت رسول (ص) را صد و بیست مرتبه به آسمان برد و در هر مرتبه آن حضرت را در باب ولایت و امامت امیر المومنین (ع) و سایر ائمه ی طاهرین (ع) زیاده از سایر فرائض تأکید و توصیه فرمود .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 17:2
                        سخنان گرانبار منجی انسان ها

 

                                          ***سخنان گهربار پیامبر اعظم (ص)***

 

 * حضرت صادق (ع) از پدرش محمد بن علی , از جدش علی بن الحسین , از حضرت امام حسین (ع) نقل می کند که پیغمبر اکرم (ص) در ضمن وصیت هایی که به امیر المومنین (ع) کرد فرمود : هر کس از امت من چهل حدیث حفظ کند و قصدی جز رضای خدا و اجر قیامت نداشته باشد , خدا او را در قیامت با پیغمبران و صدیقان و شهدا و صالحان محشور فرماید و اینان خوش رفقائی هستند .

* مومن کسی است که جان و مال مردم از او در امان باشد .

* صدقه از مرگ بد جلوگیری می کند و خنده , دل را می میراند .

* علم , دوست مومن است و حلم , مددکار و عقل , راهنما و عمل , پیشرو و مدارا , پدر و نیکی , برادر و صبر , امیر لشکرش .

* عزت مومن در بی نیازی از مردم است .

* مجاهد آن است که در راه خدا با خود نبرد کند .

* اساس عقل – پس از ایمان به خدا – دوستی با مردم است .

* علمی که سود ندهد چون گنجی است که خرج نشود .

* فاصله ی بین بنده و کفر , ترک نماز است .

* موقعیت نماز در دین , مثل موقعیت سر در بدن است .

* قرآن , ثروتی است که فقر ندارد و هدایتی است که گمراهی ندارد .

* ایمان به قضا و قدر , غم و غصه را برطرف می کند .

* هر چیزی زکاتی دارد و زکات تن , روزه است .

* سکوت , حکمت است اما کمتر کسی آن را به کار می بندد .

* رغبت به دنیا , غم و اندوه را زیاد می کند .

* هر که خشم خود فرو نشاند , خدا او را اجر دهد .

* هر که از خطای دیگران بگذرد , خدا از گناهش بگذرد .

* هر که محبت خدا را بر دوستی مردم ترجیح دهد , خدا او را از شر مردم حفظ کند .

* از جملات اسباب آمرزش , سلام کردن و خوش زبانی است .

* این دل ها – مانند آهن – زنگ می زند , پرسیدند : وسیله ی جلای دل چیست ؟ فرمود : یاد مرگ و قرائت قرآن .

* هیچ چیز نزد خدا از دعا گرامی تر و ارجمندتر نیست .

* بهترین عبادات آن است که پنهان تر باشد .

* بهترین علوم آن است که سودمند باشد .

* بهترین شما کسی است که همه ی همت و کوشش را صرف آخرت کند .

* بهترین اعمال شما آن است که آخرت را اصلاح کند .

* ای بشر هر چه می خواهی کن که هر چه بکاری , درو می کنی .

* سفر کنید تا تندرست شوید و روزی یابید .

* به زیارت قبرها روید که آخرت را به یاد شما می آورد .

* ثواب صله رحم از هر عبادتی زودتر می رسد .

* هیچ یک از شما تا زبانش را نگه ندارد , ایمانش کامل نمی شود .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 16:34
                        رهنمود سبز سال مبارک پیامبر اعظم (ص)

 

                  *** خلاصه ای از پیام مقام معظم رهبری در سال پیامبر اعظم (ص) :***

 

  * امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر اعظم خود نیازمند است , به هدایت او , به بشارت و انذار او , به پیام و معنویت او و به رحمتی که او به انسان ها درس داد و تعلیم داد .

  * امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه بشریت , درس عالم شدن , قوی شدن , اخلاق و کرامت , درس رحمت , درس جهاد و عزت و درس مقاومت است .

  * در سایه ی این نام و این یاد , ملت ما درس های پیغمبر را باید مرور کند و آن ها را به درس های زندگی و برنامه های جاری تبدیل کند .

  * ملت ما به شاگردی مکتب نبوی و درس محمدی ( صلی الله علیه و آله ) افتخار می کند .

  * پیامبر اعظم اسلام , مجموعه تکامل یافته ی فضایل همه انبیاء و اولیاء الهی در طول تاریخ و درخشانترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است .

  * رهبر انقلاب اسلامی علم توأم با اخلاق , حکومت همراه حکمت , عبادت همراه با خدمت به خلق , جهاد توأم با رحمت , عزت همراه با فروتنی , روز آمدی توأم با دوراندیشی و صداقت با مردم در عین پیچیدگی سیاسی را از جمله ویژگی های پیامبر مکرم اسلام بر شمردند .

  * همه تاریخ و همه ی سال ها متعلق به آن وجود بی همتاست .

 

                                           ای محمد مصطفی مددی کن

 

 * وجود پیامبر اعظم در عرصه ی بین المللی , نقطه ی پیوند عقاید و عواطف همه ی مسلمانان و همه ی امت اسلامی است .

  * در منطق و آیین پیامبر اعظم اسلام , توقف , تحجر و ناامیدی راهی ندارد و دل هر مسلمان مملو از امید نبوی است .

  * اخلاق نیکو از جمله درس هاس بزرگ پیامبر اعظم است و همه باید در سال جدید , خود را مومن و تابع خلقیات آن وجود شریف بسازیم .

  * عامل اصلی در مجهز شدن به مکارم اخلاقی , محبت به خدا و محبت به محبوبان درگاه الهی یعنی پیامبر و ائمه ی معصومین (ع) است که باید این عشق را در دل خود پرورش دهیم .

  * پیامبر اعظم , مسلمانان صدر اسلام را در مقابل « هجوم پر جاذبه ی هواهای نفسانی و دنیای پر فریب » و نیز « تهاجم و تهدید و وعده های دشمنان بیرونی » هدایت و رهبری کرد و امروز ما به چنین استقامتی نیازمندیم .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 12:17
                        گذری بر سيره ی اخلاقی پيامبر اعظم ( ص) - ( قسمت دوم )

                

                    سیره ی اخلاقی پیامبر اعظم (ص)

 یا رسول الله        

       بنده ی شکور خدا بودی . نور چشمانت « نماز » بود . وقتی به نماز می ایستادی , از خوف خدا رنگ از چهره ات می پرید . فرا رسیدن « وقت » نماز را انتظار

می کشیدی , و هنگام نماز که می شد می گفتی : ای بلال ! خوشحالمان کن , هیچ چیز را بر نماز مقدم نمی داشتی .

        می فرمودی ( به ابوذر ) : خداوند , فروغ دیدگانم را در نماز قرار داده است . آنگونه که گرسنه , غذا را دوست می دارد و تشنه آب را , من هم شیفته ی نمازم . با این تفاوت که گرسنه و تشنه , سیر و سیراب می شود , اما من از نماز , سیر نمی شوم .

       رکوع ها و سجودهای طولانی داشتی . به خدا عرضه می داشتی : پروردگارا ! دوست دارم یک روز سیر باشم و شکرت کنم , و روز دیگر گرسنه باشم تا از تو سوال کنم .

 

       نشست و برخاستت , همراه با « ذکر خدا » بود . با آنکه « معصوم »  بودی ,  ولی آن قدر از خشیت خدا می گریستی که مصلا و سجده گاهت خیس می شد .

 

      هنگام دعا , همچون مسکینان نیازمند دست ها را بالا می گرفتی . « بنده ی خدا » بودی .

      چهره ات گشاده بود و خوش رو . به هر کس می رسیدی سلام می گفتی . با هر که دست می دادی , آن قدر صبر می کردی که او دستش را بکشد . به صورت کسی خیره نمی شدی . به هیچ کس دشنام و ناسزا نمی گفتی . بر تند خویی و بد اخلاقی دیگران صبر می کردی . هدیه مردم و دعوت بردگان را می پذیرفتی , به عیادت بیماران و تشییع جنازه می رفتی . از اصحاب , تفقد و احوالپرسی می کردی . دیر غضبناک می شدی , زود می بخشیدی , از همه بیشتر عذر پذیر بودی . با بینوایان محروم , هم غذا و همنشین می شدی . پیش دیگران پایت را دراز نمی کردی . مزاح و شوخی می کردی ولی جز « حق » نمی گفتی . با یاران حلقه وار می نشستی . در کارهای اجتماعی مشارکت داشتی . بخشنده و سخی بودی . چیزی را از خواستاران مضایقه نمی کردی . به بزرگ هر قومی احترام می گذاشتی .

 

   آری ... ای رسول خدا !

   وفای به عهد , صدق و راستی , امانت و محبت از ویژگی های تو بود . از مهمان کار نمی کشیدی , خلف وعده نداشتی , مردم دار و اهل مدارا بودی , سعه صدر و وسعت نظر داشتی , اخلاقت قرآن بود !

 

    قرآن مجسم بودی و آیات عینیت یافته کلام الله !

  

                  

 

 

نوشته شده توسط عاشق در یکم آذر 1385 و ساعت 10:52