تبليغاتX
رسول خدا
 

آخرین نوشته های وبلاگ

براي رسيدن به مرتبه ی « عبد اللهی » می بايست رسول اکرم را که انسانِ کامل اسلام است و قرآن جلوه ای از اوست و او قرآن صامت می باشد الگوی عبوديت قرار داد

کلیک کنید یک دستگاه گوشی نوکیا 7373 به بهترین وبلاگ فارسی کلیک کنید
کلیک کنید سفارشات حضرت رسول (ص) کلیک کنید
کلیک کنید دو تا تولد کلیک کنید
کلیک کنید شكست مقدمه ي پيروزي کلیک کنید
کلیک کنید پيامبر امي کلیک کنید
کلیک کنید هر چند دير شده بود ولي با خدا آشتي كرد کلیک کنید
کلیک کنید یه اتفاق خوب کلیک کنید
کلیک کنید اختتامیه جشنواره الکترونیکی پیامبر اعظم (ص) کلیک کنید
کلیک کنید میلاد جلوه ی ذات الهی کلیک کنید
کلیک کنید شخصيت عرفانی و اخلاقی پيامبر (ص) کلیک کنید



                        حکايت

 

                                                              حکايت

                    

 

روزی هارون (پنجمین خلیفه ی عباسی ) بهلول را به حضور طلبید .

او ناگزیر نزد هارون آمد .

هارون از او پرسید : آیا مرا می شناسی ؟

بهلول گفت : تو کسی هستی که اگر در مشرق زمین ستمی شود و تو در مغرب باشی در روز قیامت باز خواست می شوی . هارون منقلب شد و بعد از چند لحظه پرسید : روش مرا چگونه می بینی ؟

بهلول گفت : قرآن کتاب خدا در میان ماست روش خود را با دستورات آن تطبیق کن .

اگر کردار تو نیک است عاقبتت خوب است و گرنه عاقبت بدی خواهی داشت .

هارون گفت : پس این همه کارهای نیک ما در کجاست ؟ بهلول گفت : خداوند کردار پرهیزگاران را می پذیرد .

هارون گفت : پس رحمت خدا در کجاست و چه می شود ؟ بهلول گفت : رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است .

هارون گفت : پس خویشاوندی ما با رسول خدا (ص) چه می شود ؟

بهلول گفت : در روز قیامت از عمل می پرسند نه از خویشان .

هارون گفت : پس شفاعت پیامبر در کجاست ؟

بهلول گفت : شفاعت رسول خدا (ص) بستگی به اذن و اجازه ی خدا دارد .

هارون به بهلول گفت : آیا حاجتی داری تا برآورم ؟

بهلول گفت : حاجتم این است که مرا بیامرزی و اهل بهشت گردانی و تو نمی توانی .

هارون گفت : آیا می خواهی دستور دهم همه روزه تا آخر عمر معاش روزانه ی تو را بدهند ؟

بهلول گفت : ای هارون من و تو هر دو بنده ی خدا هستیم . صاحب ما اوست آن خدایی که معاش تو را تأمین می کند مرا فراموش نمی کند .

                      

 

نوشته شده توسط عاشق در بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 9:37
                        پيامبر اعظم الگوی جهانی

 

                                           پيامبر اعظم الگوی جهانی

 

       ابعاد شخصیت نبی اکرم (ص) را هیچ انسانی قادر نیست به نحو کامل بیان کند و تصویر نزدیک به واقعی از شخصیت آن بزرگوار ارائه نماید . آنچه ما از برگزیده ی پروردگار عالم , سرور پیامبران سراسر

  تاریخ شناخته و دانسته ایم , سایه و شبحی از وجود معنوی

و باطنی و حقیقی آن بزرگوار است , اما همین مقدار معرفت

هم برای مسلمانان کافی است تا اولا" حرکت آن ها را به

سمت کمال تضمین کند و قله انسانیت و اوج تکامل بشری

را در مقابل چشم آنان قرار بدهد و ثانیا" آنها را به وحدت اسلامی

و تجمع , حول آن محور تشویق کند بنابراین , توصیه ما به 

همه مسلمانان عالم این است که روی ابعاد شخصیت پیامبر

و زندگی و سیره و اخلاص آن حضرت و تعالیمی که از آن بزرگوار

منصوص است , کار زیادی بشود .

     بعد از دوران قرون وسطی که در دنیای مغرب زمین و

مسیحیت , تهاجم تبلیغاتی وسیعی نسبت به شخصیت

رسول اکرم (ص) انجام گرفت و دشمنان سوگند خورده

اسلام فهمیدند که یکی از راه های مبارزه با اسلام این است

که چهره ی نبی اکرم (ص) را مخدوش کنند و کارهای زیادی

 هم در این زمینه انجام گرفت , تا امروز که دشمن به نحو مستمر

و با شیوه های مختلف , روی امحای شخصیت پیامبر از

ذهن های آزادگان عالم کار کرده است .

       بزرگترین تبلیغ برای اسلام , شاید همین باشد که

ما چهره پیامبر اعظم (ص) را برای بینندگان و جویندگان عالم

 روشن کنیم و بسیار به جاست قبل از آن که دشمنان و مخالفان

 با روش ها و شیوه های فرهنگی و هنری پیچیده ی خود ,

چهره ی آن بزرگوار را در اذهان مردم بی خبر عالم , مخدوش

کند , مسلمانان هنرمند و مطلع در عالم , باید با بیان و تبلیغ

 و تبیین راجع به آن شخصیت معظم و مکرم , کار علمی و هنری

 و تبلیغی بکنند . این ها کارهای لازمی است .

      پس باید روی معرفی شخصیت رسول اکرم (ص) کار کنیم ,

نه فقط شخصیت آن بزرگوار به معنای زندگی آن حضرت , بلکه

 ابعاد گوناگون وجود آن بزرگوار , مثل : اخلاقیات , روش حکومت

 و مردم داری , عبادت و سیاست , جهاد و تعلیمات خاص را

مورد توجه قرار دهیم , نه فقط هم کتاب بنویسیم , بلکه باید

کار هنری و تبلیغی را با شیوه های جدید و با استفاده از

تکنیک های موجود شروع کنیم و نه فقط جمهوری اسلامی ,

بلکه در همه انحا جهان اسلام , آن را انجام دهیم .

 

نوشته شده توسط عاشق در بیستم آذر 1385 و ساعت 13:36
                        رسول اکرم و دو حلقه ی جمعيت ( در باب فضيلت علم و توجه اسلام به تعليم و تعلم )

    

                                        رسول اکرم و دو حلقه ی جمعيت

                                          ( در باب فضيلت علم و توجه اسلام به تعليم و تعلم )

 

     رسول اکرم (ص) وارد مسجد ( مسجد مدینه ) شد . چشمش به دو اجتماع افتاد که از دو دسته تشکیل شده بود و هر دسته حلقه ای تشکیل داده سرگرم کاری بودند :

    یک دسته مشغول عبادت و ذکر , و دسته ی دیگر , سرگرم تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن بودند . هر دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آن ها مسرور و خرسند شد . به کسانی که همراهش بودند رو کرد و فرمود : « این هر دو دسته کار نیک می کنند و بر خیر و سعادتمندند .» آنگاه جمله ای اضافه کرد : « لیکن من برای تعلیم دادن و دانا کردن فرستاده شده ام .» پس خودش به طرف همان دسته که به کار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند , رفت و در حلقه ی آن ها نشست .

 

                                     یا رسول اکرم

 

 

 

نوشته شده توسط عاشق در نوزدهم آذر 1385 و ساعت 10:47
                        سياست پيغمبر اکرم (ص)

 

                                 سياست پيغمبر اکرم (ص)

 

          سیاست پیغمبر اکرم (ص) درباره ی منافقین با آن که قرآن به صراحت آن ها را می کوبد ,سیاست حذر و احتیاط بود ؛ یعنی کسانی که تظاهر به اسلام می کنند , همین قدر که در گروه مسلمین وارد شده و شهادتین گفته اند مادامی که تظاهر به ارتداد نکنند و عملی بر ضد اسلام پیغمبر , انجام ندهند , حکم مرتد درباره ی آن ها جاری نمی شود و اسلام نسبت به آن ها خشونتی ندارد , ولی کاملا" مراقب آن هاست و مسلمین را متوجه می کند که از خطر آن ها غافل نباشند . این نکته , در سیره ی سیاسی رسول اکرم (ص) بسیار قابل توجه است .

        دوبار به پیغمبر اکرم (ص) پیشنهاد شد که عبدالله ابن ابی را بکشد : یک بار عُمَر پیشنهاد کرد که پیامبر (ص) فرمود : اگر من او را بکشم , بعدها مردم چه خواهند گفت ؟ می گویند : محمد اصحاب خودش را می کشد . یک بار هم پسر عبدالله پیشنهاد کرد که پیغمبر فرمود : مادامی که او با ما هست تو باید با او مدارا کنی .

         پیغمبر (ص) هیچ منافقی را نکشت , زیرا نمی خواست این کار سیره و سنت بشود و قدرت های وقت بتوانند , سوء استفاده بکنند و مخالفان خود را به بهانه ی منافق بودن از دم تیغ بگذرانند , بنابراین در اسلام این یک اصلی است که اگر کسی اظهار مسلمانی می کند , مادامی که قولی یا عملی که بر ارتدادش دلالت بکند , از او ظاهر نشد , او را نکشید , ولی اگر علائم نفاق را در او احساس می کنید , از او بر حذر باشید و حداکثر احتیاط را رعایت کنید .

 

 

نوشته شده توسط عاشق در نوزدهم آذر 1385 و ساعت 10:28